داستان جالب چشم چرانی یک مرد جوان متأهل

داستان جالب چشم چرانی یک مرد جوان متأهل

پیشنهاد میکنم حتما این داستان که درباره چشمان ناپاک و چشم چرانی یک جوان زن دار است تا آخر بخوانید جوانی به حکیمی گفت: «وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است. وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که م...
داستان جالب چشم چرانی یک مرد جوان متأهل
داستان پیر شی نوبتی نشی

داستان پیر شی نوبتی نشی

یه روز داخل مترو صندلیم رو به یک پیرمرد نورانی دادم. در حقم دعا کرد و گفت: «جوان دعا می‌کنم پیر شی اما هیچ وقت نوبتی نشی.» سوال کردم: «حاجی نوبتی دیگه چیه؟» گفت: «فردا که از کار افتاده شدی و قدرت انجام کارهای عادی روزانه‌ات رو نداشتی، بین بچه‌هات ب...
داستان پیر شی نوبتی نشی